|
شدی سراب تو غربتم
شدی نقاب رو صورتم
کردی خراب عاقبتم بردی بخواب روزو شبم
بشنو صدای نفسم بمون کنار قفسم
نزار که من جون بکنم تو این روزام که بی کسم
من با توام خورشیدکم با تو که داری میپری
من با توام خورشیدکم نباید ازمن بگذری نباید / نبايد از من بگذری
---------------------------
خوب معلومه دیگه آدم توی غربت بی کسه!
غربت خاک دامن گیر دارد ..برای چی الکی خودمونو تنها کنیم!
یه کم به فکر خودمون باشیم/با خودمون برای خودمون باشیم!
منظورمو با این شاید بهتر برسونم :
اندر طلب دوست همی بشتابم / عمرم بکران رسید و من در خوابم
گیرم که وصال دوست در خواهم یافت / این عمر گذشته را کجا در یابم (مولانا)
حالا بهتر شد .. |