|
|
|
|
|
میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم که آشکارا در پرده ی کنایت رفت. مجال ما همه این تنگمایه بود و دریغ که مایه خود همه در وجه این حکایت رفت. ---------------------------------------------------- سلام نمیخواستم به روز کنم آآآمااا چند تا از بچه ها پیغام خصوصی دادن گفتم بیام بگم که درسته چراغه اینجا روشنه ولی روشن گذاشتیم دزد نیاد وگرنه متروکس ! آخه این انجمنی که زدم وقتمو خیلی میگیره شما هم بیاید عضو بشید فعالیت کنید اگه خواستید مدیر بخش مورد علاقتونم بشید(اینم تبلیغات!) --------------------------------------------------------- شبانه ..و ان را که خبر شد، خبری باز نیامد. ((سعدی)) |
||