تبليغاتX
منم دوست دارم که زخمای دلم سطحی باشه
خـالـیـــ بـنـد اومـده بـابـت دیــوونـه هـا

سرمو انداختم رفتم کتابخونه عمومی دوستامو ببینم و مسئول کتابخونه که از دوستای خوبمه،بعد از حدود نیم ساعت رفتم با دوستام جلو کتابخونه همه چی عادی بود! آما چندتا اوباش با موتور به یه دختری که جلوی در خونشون بود تیکه انداختن!رفتن اما برگشتن،برادر دختر کنارش بود،پسره غیرتی شد و یه چیزی انداخت وشروع دعوا ..

پسری که تیکه انداخته بود اومد از موتورش پایین رفت سمت پسر و شروع به کتک کاری!

پسره هم قدو قواره من بود پس مسلما" از پس اون اوباش برنمیومد،دلم برای پسره خیلی سوخت هم به ناموسش تیکه انداختن هم کتکشو خورده،به چه جرمی..

رفتم جدا کنم(هرچند میدونستم موقع جدا کردن چندتایی هم من میخورم!) اما دوستاش نزاشتن..

واقعا" آدم از این زندگی حالش بهم میخوره،که نمیتونی از خودت دفاع کنی در برابر چندتا اوباش که هیچ ارزشی ندارن اما من نمیدونم چرا باید این نا برابری قدرت باشه؟

بعضی وقتا فکر میکنم زندگی میکنم چیزی ندارم برای دفاع،بگو چرا چرا! تا بدنم تو لجنم بگو چرا اونا منو زمین زدن..

دیگه هیچ حسی ندارم که بگم بازم میتونم راحت قدم بزنم تو خیابونا،درگیرم با خیابونای این شهر.

آخه کدوم خدایی گفته که آسوده بشکن ها؟

آخه روح محکم به چه دردم میخوره وقتی زخمای تنم و دلم سطحی نیستن؟

-----------------

نظر من روی این در هیچ شرایطی نباید جواب این اوباش هارو داد ولی بعضی وقتاس که آدم نمیدونه چیکار کنه ..

میگن جوا ابلهان خاموشیست اما بعضی وقتا نمیشه، باور کنید!..

یه بار گیر یکی از همین زبون نفهما افتادم بی دلیل جلومو گرفت زد تو صورتم!منم زدم! دومی رو زد فهمیدم حریفش نمیشم چون 2 برابر من شایدم بیشتر بود!

اونجا بود که گفتم خدایا ببین من که نه ارازلم نه اوباش چرا باید این وضعم باشه؟!

خدایا اگه بعضی وقتها گله میکنم ازت به حساب ناشکری نزار دلم پره..

چقدر باید جلوی زورگویی سکوت کرد؟

+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/29ساعت 13:41  توسط رضا  | 

جمله هاي قشنگ براي من وتو

اين جمله ها رو توی یه وب دیگه دیدم ایم متن رو سال 85 گذاشته بود!

چقدر قشنگ وزيباست باور وعمل به اين جمله ها!!!

روز ديگري رسيده..خدا رو شکر ميکنم که نمي گذاره از شروع دوباره بترسم

من ميدونم بهترين راه پيش بيني اينده ساختن اونه

من زندگي رو خجالت زده ميکنم وبه همه ارزوهام ميرسم

من با خودم تکرار ميکنم ..خوشبختم...سالمم وحال خوشي دارم شکرت خدايا

مسخره ترين جمله دنيا :من لياقتشو ندارم!!

من هميشه قدردان افرينش وزيباييهاي طبيعي خدايم هستم

عشق اساس زندگيه پس من همه رو دوست دارم

من ميدونم هدف اصلي زندگي شناخت خدا وخودمه

من امروز رو يه شروع تازه ميبينم

من خوبيهاي ديگران رو ميبينم

اشتباههاي من بهترين معلمه منه

با شاد کردن ديگران شاد بودن رو تجربه ميکنم

من به ديگران فرصت دوباره ميدم ولي نه سه باره!!!

يه تنه نميتونم دنيا رو عوض کنم اما قسمت کوچيکيشو ميتونم عوض کنم...خودمو

اگر به دنبال بي عيب بگردم تنها ميمونم

انقدر تجسم ميکنم تا تحقق پيدا کنه

من گذشته رو فراموش ميکنم...حال رو غنيمت مي شمارم ...وبه فردا اميدوارم

انچه سرنوشت منو ميسازه تصميمهاي خودمه

کامل بودن رو براي ديگران ميزارم من اگکه هموني باشم که هستم بهترينم

من اگه اشتباهي کردم قبولش ميکنم

من ميدونم اگر به قدرتمندي تظاهر کنم ..قدرتمند ميشم

من بدون دليل هم بهم خوش ميگذره..(واقعا )

هيچوقت اميده کسي رو سلب نميکنم..شايد اين تنها چيزیه که داره!!1

من امیدوارم جوری زندگی کنم که روی سنگ قبرم بنویسن:متاسف نبود...وخوب زندگی کرد

ویه عالمه جمله های قشنگ دیگه که اگه بخوام همشونو بنویسم از حوصلتون خارجه...فقط برام جالبه بنویسید که از بین اینها شما کدومهاشو بیشتر دوست دارید ودر مورده خودتونم صادقه...یا دوست دارید اونطوری بشه....شادو سلامت وموفق باشید گلهای من 

---------------------

قالب وبلاگو عوض کردم نمیدونم این بهتره یا قبلی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/21ساعت 16:30  توسط رضا  |