|
|
 |
|
 |
|
سلام ببینید بالاخره آپ کردم بعدا نگین نکردین فعلا به این نظر بدین تا بعد...فعلا چند تا جک...
|
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت. |
|
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره. |
|
مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي ريزن. |
|
روزي خبر نگاري از عمران صلاحي، يکي از بزرگان طنز پرداز و طنز نويس اين مرز و بوم، پرسيد؟ شما که خودتان ترک هستيد، چرا از اين همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمي شويد؟ عمران صلاحي در جواب پرسش گر گفت: در باره مليت هاي بزرگ، جوک درست مي کنند.
|
|
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند. |
|
طرف مي ره و در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش مي گه: نترس ميخوام پنير بخورم. |
|
شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش ميومده، يه بار زنگ مي زنه به حسيني و مي گه : گوشي رو بدين به حسيني، حسيني گوشي رو ورميداره و مي گه: اسمتون؟ شفچنكو مي گه : ببين داداش، زود بگو هواپيماتو بيارن پايين، حسيني يه خورده ادا در مي آره و مي گه : چرا؟ شفچنكو مي گه: آخه تو هواپيماتون بمب گذاشتيم.
| |
|
موضوع:
نويسنده: رضا
|
 |
|
 |
|
|