|
|
|
|
|
نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم. دلم میخواد از این جا فرار کنم و برم یه جای دور .... جایی که هیج کس من رو نشناسه......هیچ کس نباشه...سکوت و سکوت و سکون.... دلم می خواست کسی پیدا بشه و طاقت شنیدن این همه درد رو داشته باشه..... این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک....این همه درد ......این همه کلمه ی نگفته........ این همه سکوت.......................
![]() |
||