

برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه کلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی ما را قرار دهید،سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهید تا ماهم همین کار را بکنیم.

اطلاعیه های سایت :
به شما کاربر گرامی سلام عرض می کنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری کنید . برای آگاهی از امکانات این وبلاگ خواهشمندم که تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید برای نظر دادن روی عدد مقابل نظرات کلیک کنید. .
هيچوقت براي قابليت هاي خودتون مرزی قایل نشید. نگین که نمی تونم اینکارو انجام بدم.مثلا"خود من، الان نزدیک امتحان هاست اصلا" حتی به ذهن من خطور نمیکنه کسه دیگه ای شاگرد اول بشه(البته اگر خدا بخواهد) چون تمام تلاش خودمو میکنم و اگر احیانا" شاگرد اول نشم کوتاهی از نبوده و من با وجدان راحت شرایط را قبول می کنم.من کارم رو کامل انجام داده ام پس کوتاهی از من نبوده نه اینکه غرور منو بگیره و از سر غرور این حرفو بزنم.
هر درسی 20 نمره خودش رو داره کسی هم نمره کس دیگری رو نمیگیره من 20 نمره خودم رو میگیرم گرفتن نمره خوب هم تلاش کافی نیاز داره باید با تمرکز شب های زیادی تا صبح بیدار موند تا نتیجه بی نقص و کامل گرفت.
به نظر من زندگی مثل یه امتحان میمونه.
هرکسی 20 نمره خودش رو داره و هرکسی خودش رو دست کم نگیره و محدودیتی برای توانای هاش قایل نشه به لطف خدا شاگرد اول میشه.(از تو حرکت از خدا برکت)
اگر خوب فكر كنيم مي بينيم هميشه توي لحظه يه كاري هست كه میدونیم باید انجام بدیمش و اگر اونرو انجام بدبم کمبودی حس نمیکنیم، اما گاهی اوقات به خاطر تنبلی،ترس از عواقب اونو...اون کار رو انجام نمی دیم.
هرچند خود من هم از این دسته افراد هستم وبیشتر وقت ها حرف قلبم رو زیر پا می زارم و اون کاری رو که دلم دوست داره انجام می دماما دوست دارم یه روزی بشه اونطوری که دوست دارم زندگی کنم...هم خیلی سخته هم خیلی آسون
خودم رو 20 متر آخر مسابقه می بینم در حالی که از بقیه دارم سبقت می گیرم و اول می شم.
تنها چیزی که به من امید می ده تا خوب درس بخونم و شب ها بیدار بمونم اول بودنه. و تنها چیزی که اول بودن منو تضمین میکنه تلاش منه
خدايا به خاطر همه خوبي هات و اينكه هميشه هواي ما رو داري ممنونيم.
------------------------------------------------------------------
((مهم نیست که مردم به تو چی می گن
اگه به تو می گن بازنده
دلیل نمی شه که تو این صفت رو داشته باشی
نکته مهم اینه که خودت در مورد خودت چی فکر می کنی
اگه می خوای به چیزی برسی یا چیز دیگه ای باشی
تنها مانع سر راهت خودت هستی ))
این باورت در مورد خودته که با تلاشت به موفقیت تبدیل می شه
سرمو انداختم رفتم کتابخونه عمومی دوستامو ببینم و مسئول کتابخونه که از دوستای خوبمه،بعد از حدود نیم ساعت رفتم با دوستام جلو کتابخونه همه چی عادی بود! آما چندتا اوباش با موتور به یه دختری که جلوی در خونشون بود تیکه انداختن!رفتن اما برگشتن،برادر دختر کنارش بود،پسره غیرتی شد و یه چیزی انداخت وشروع دعوا ..
پسری که تیکه انداخته بود اومد از موتورش پایین رفت سمت پسر و شروع به کتک کاری!
پسره هم قدو قواره من بود پس مسلما" از پس اون اوباش برنمیومد،دلم برای پسره خیلی سوخت هم به ناموسش تیکه انداختن هم کتکشو خورده،به چه جرمی..
رفتم جدا کنم(هرچند میدونستم موقع جدا کردن چندتایی هم من میخورم!) اما دوستاش نزاشتن..
واقعا" آدم از این زندگی حالش بهم میخوره،که نمیتونی از خودت دفاع کنی در برابر چندتا اوباش که هیچ ارزشی ندارن اما من نمیدونم چرا باید این نا برابری قدرت باشه؟
بعضی وقتا فکر میکنم زندگی میکنم چیزی ندارم برای دفاع،بگو چرا چرا! تا بدنم تو لجنم بگو چرا اونا منو زمین زدن..
دیگه هیچ حسی ندارم که بگم بازم میتونم راحت قدم بزنم تو خیابونا،درگیرم با خیابونای این شهر.
آخه کدوم خدایی گفته که آسوده بشکن ها؟
آخه روح محکم به چه دردم میخوره وقتی زخمای تنم و دلم سطحی نیستن؟
-----------------
نظر من روی این در هیچ شرایطی نباید جواب این اوباش هارو داد ولی بعضی وقتاس که آدم نمیدونه چیکار کنه ..
میگن جوا ابلهان خاموشیست اما بعضی وقتا نمیشه، باور کنید!..
یه بار گیر یکی از همین زبون نفهما افتادم بی دلیل جلومو گرفت زد تو صورتم!منم زدم! دومی رو زد فهمیدم حریفش نمیشم چون 2 برابر من شایدم بیشتر بود!
اونجا بود که گفتم خدایا ببین من که نه ارازلم نه اوباش چرا باید این وضعم باشه؟!
خدایا اگه بعضی وقتها گله میکنم ازت به حساب ناشکری نزار دلم پره..
چقدر باید جلوی زورگویی سکوت کرد؟
جمله هاي قشنگ براي من وتو
اين جمله ها رو توی یه وب دیگه دیدم ایم متن رو سال 85 گذاشته بود!
چقدر قشنگ وزيباست باور وعمل به اين جمله ها!!!
روز ديگري رسيده..خدا رو شکر ميکنم که نمي گذاره از شروع دوباره بترسم
من ميدونم بهترين راه پيش بيني اينده ساختن اونه
من زندگي رو خجالت زده ميکنم وبه همه ارزوهام ميرسم
من با خودم تکرار ميکنم ..خوشبختم...سالمم وحال خوشي دارم شکرت خدايا
مسخره ترين جمله دنيا :من لياقتشو ندارم!!
من هميشه قدردان افرينش وزيباييهاي طبيعي خدايم هستم
عشق اساس زندگيه پس من همه رو دوست دارم
من ميدونم هدف اصلي زندگي شناخت خدا وخودمه
من امروز رو يه شروع تازه ميبينم
من خوبيهاي ديگران رو ميبينم
اشتباههاي من بهترين معلمه منه
با شاد کردن ديگران شاد بودن رو تجربه ميکنم
من به ديگران فرصت دوباره ميدم ولي نه سه باره!!!
يه تنه نميتونم دنيا رو عوض کنم اما قسمت کوچيکيشو ميتونم عوض کنم...خودمو
اگر به دنبال بي عيب بگردم تنها ميمونم
انقدر تجسم ميکنم تا تحقق پيدا کنه
من گذشته رو فراموش ميکنم...حال رو غنيمت مي شمارم ...وبه فردا اميدوارم
انچه سرنوشت منو ميسازه تصميمهاي خودمه
کامل بودن رو براي ديگران ميزارم من اگکه هموني باشم که هستم بهترينم
من اگه اشتباهي کردم قبولش ميکنم
من ميدونم اگر به قدرتمندي تظاهر کنم ..قدرتمند ميشم
من بدون دليل هم بهم خوش ميگذره..(واقعا )
هيچوقت اميده کسي رو سلب نميکنم..شايد اين تنها چيزیه که داره!!1
من امیدوارم جوری زندگی کنم که روی سنگ قبرم بنویسن:متاسف نبود...وخوب زندگی کرد
ویه عالمه جمله های قشنگ دیگه که اگه بخوام همشونو بنویسم از حوصلتون خارجه...فقط برام جالبه بنویسید که از بین اینها شما کدومهاشو بیشتر دوست دارید ودر مورده خودتونم صادقه...یا دوست دارید اونطوری بشه....شادو سلامت وموفق باشید گلهای من
---------------------
قالب وبلاگو عوض کردم نمیدونم این بهتره یا قبلی!
چند روزی هست میخوام بیام یه چیزایی بنویسم نمیشه هرروزم یه موضوع جدید میاد تو کله آدم! یه روز میخواستم بیام از احساس پوچی و بیهودگی که تازگیا بهم دست داده بنویسم،اما دوباره به درس و دانشگاه فکر میکردم و فکر میکردم بلاخره یه روز کسی میشم ! يه روز ميخواستم از دوستم بگم که تصادف کرد،مرگ مغزی . . میخواستم بگم از این بگم که اون زمونا که تازه خونگیری میکردم چقد دستم میلرزید تا الان که .. چه زود سنگ دل شدم ! میخواستم از تولدم بگم که یه 10روزی ازش میگذره! دیگه چشماتو وا کن . ببین رفته جوونی
میخوام بیست ساله باشم . میخوام سی ساله باشم
میخوام وقتی بهاره . گل امساله باشم
دلم ای دل غافل . نذار تنها بمونی
از این هوا بگم که دوباره گرم شد..
خلاصه ..
بحث همش درحال تغییره،خیلی چیزا میخواستم بگم نشد.
ولی فک کنم همه رو گفتم.
نظرخواهي براي اين پست غير فعال ميباشد!
یکی دوماه تو نخ خودمم !! دلم ای دل غافل . نذار تنها بمونی
نمیدونم چرا درون اعتصاب کرده،واس همین به خودم اعتماد ندارم!از اول ترمم که جرات باز کردن جزوه برای درس خوندن ندارم..
جالبیش برای خودم اینجاس که خودمم نمیدونم چی شده ..
همیشه میگم آدمی که گوشه گیره محبوبیتش کمه بین دوست و آشنا، وقتی به این نتیجه رسیدم (2-3سال پیش)انقلاب درونی شروع شد و جاتون خالی چقدر حال میداد! ;
پیشرفت ، محبوبیت! شده بودم از همون آدمایی که خودم خیلی دوسشون داشتم..
تا اومدم دانشگاه و بازهم همونطور..
چه لذتی داره وقتی تو کلاس تیکه میندازی همه بخندن،مخصوصا" وقتی استاد هم کلی کیف میکنه..
یادمه یه بار که تیکه انداختم خانوم استاد صداش لرزید(از خنده) بعد منفجر شد!
تازه آدم دوست داشت هم پیشرفت کنه همراه تفریح، و این تازه یعنی زندگی(حداقل برای من)
اما حالا چی شد که حالا صاف میریم و صاف برمیگردیم،نمیدونم.
دوباره مثل روزای جوونی
یه خوشبخت و یه آتیش پاره باشم
مثل اینکه دوباره باید روی خودم کار کنم تا بازم به این نتیجه برسم که آدم گوشه گیر جز عقب گرد چیزی نداره
اما تو کوه درد باش / طاقت بیارو مرد باش
------------------------------
خیلی دوست دارم اینم بگم که :
با گفتن حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه،اما با گفتن زهرمار زهرمار حتما" تلخ میشه.
الان ۲-۳ ساعتی میشه دارم توی ایران بلاگ میچرخم عجب امکاناتی میده،تبلیغات نداره ،سرعت لودش بالاس خودشم یه عالمه قالب داره ! من موندم توی بلاگفا چیکار میکنیم !
بلاگفا با این تبلیغاتش شورشو در آورده حالا با امکاناته نداشتش کاری نداریم!
با داشتن یک وبلاگ از ایران بلاگ دیگه احتیاجی نیس بریم سایته دیگه دنبال خبرنامه،آمار،تالار گفتمان،لینک باکس و حتی برای آپلود کردنم دیگه نمیخواد جایی بریم !!
اصلا" دستم دیگه نمیره این وب رو به روز کنم !
مث ایرانسل و همراه اوله ! ایرانسل اون همه امکانات همراه اول با اون مزخرفیش بازم طرفدار داره! ولی خود من به غیر از همراه اولم ۲تا ایرانسل دارم و همیشه و همه جا ایرانسلمو بیشتر دوست داشتم !
به خاطر اینکه این وبم قدیمیه نگه داشتمش و توش بعضی وقتا یه چیزایی مینیوسم..
چقد تبلیغات و ضد تبلیغات کردما ..!
الانه بیان گیر بدن بگن کاسه کوزتو جمع کن ..!
نظر بدید ببینیم چند مرد حلاجیم !
همیشه باید وقتی با یکی قهر میکنیم و ازش جدا میشیم یه راه و خطی واسه برگشت بزاریم..
یکی از بچه ها بود که نماز و روزه رو تعطیل کرد بود خوب تا اینجاش موردی نداشت چون خود منم تعطیلم ! اما جالبیش اینجاس که یه عیدی بود(نمیدونم چه عیدی بود) که گرفتن روزه هم حرام بود این بچه روزه گرفته !! بهش گفتم چرا ؟؟!! میدونید چی جواب منو داد ! :
گفت : من با خدا قهر کردم چند وقته ، گفتم امروزم روزه بگیرم تا قشنگ لجشو در بیارم !!
اینم از این دوست ما که دیگه هیچ راهی برای برگشت نمیزاره !
خدا نزدیک ترین دوست برای آدمه باهاش حرف میزنیم ، قهر میکنیم ، آشتی میکنیم ، ولی دیگه وقتی قهر میکنیم حواسمون یکم باشه بد نیست.
--------------------------------------------
بابا دیگه قهرم میکنید یه راهی واسه برگشت بزارید.
من نمیخوام حاج آقا بازی دربیارما این بهترین مثالی بود که به ذهنم میرسید
چـــــه خـــــبر ؟ حــالـتون چـطوره؟ من خـوبم.
وجدانم به نفسَم سلام میرسونه !
اما نمیدونم چرا خودش روش نمیشه به شما سلام کنه !
منم که کلا" یادم رفت به شما سلام کنم !
راستی.. !!!
یه چیز دیگه نمیدونم چم شده که نمیتونم راحت بگم بخندم هیچ کاری نمیتونم بکنم.(این قسمتشو انصافا" نفهمیدم چی شد ! البته این هیچ کاره همه کار نیستا کارای فیزیکیمو خودم انجام میدم !)
دکتر حسین الهی قمشه ای میگفت آدمای بزرگ الکی غصه نمیخورن همیشه میخندن خیلیم راحت میخندن چون همیشه برای خندیدن بهونه دارن...
آدمای بزرگ به حسودا میخندن به حریصا میخندن به گرما و به سرما و به ترافیک و خلاصه به همه مشکلاتشون میخندن
چرا ؟! چون بزرگن به نظرشون خنده دار میاد.
اما ما برای همه چی جوش میزنیم،
چون جهان بینی فراتر از نوک بینی نداریم
حالا شما چی شما با مشکلاتتون چطور کنار میاید؟
اصلا" شما آدم بزرگی هستید به نظرتون،هو؟
--------------------------------------
آدمای بزرگم آدمای بیخیالینا..
ولی نه دیگه، اگه بیخیال بودن که بزرگ نمیشدن !
اول با اين شروع كنم:
از کجا امدم و امدنم بهر چه بود / به کجا می روم اخر ننمایی وطنم
دور نمای زندگی
طی شد این عمر، تو دانی به چه سان؟
پوچ و بس تند ، چنان بادِ دمان
همه تقصیر من است ، که نکردم فکری ، که چه سان میگذرد عمر گران...
هیچ کس نیز نگفت:
زندگی چیست؟ چرا می آییم؟
بعد از این چند صبا ، به کجا باید رفت؟
-با کدامین توشه؟به چه سان باید رفت؟
نوجوانی سپری گشت به بازی به نشاط
فارق از نیک و بد و مرگ و حیات
پس از آن نیز نفهمیدم هیچ
که چه سان باید زیست؟ به کجا باید رفت...
همه گفتند جوان است هنوز ، بگذارید جوانی بکند ،
بهره از عمر بَرد ، کامرانی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این نیز وِرا عمری است !
یک نفر بانگ برآورد که : او ، از هم اکنون باید ، فکر فردا باشد !
دیگری آوا داد ، که : چو فردا بشود ، فکر فردا بکند !
دیگری گفت : همانطور که دیروزش رفت ، بگذرد امروزش ، بگذرد فردایش !
کس مرا هیچ نگفت :
زندگی خوردن نیست ،
ثروت و قدرت نیست ،
زندگی غفلت نیست ...
من شدم خلق که با عزمی جزم ،
پای از بند هواها گسلم
فارغ از شهوت و از کینه و آز ،
از جوانمردی و عزّت سرشار ،
در ره کشف حقایق کوشم ،
شربت جرئت و امید و شهامت نوشم ،
آنچه آموخته ام بر دگران آموزم ،
شمع راه دگران گردم و با شعله ی خویش
ره نمایم به همه ، گرچه سراپا سوزم ... (مهدی دافعیان)------------------
میگن زندگی مثل فیلم نیست ولی من میگم هست!
نویسنده،تهیه کننده،کارگردان،.. همه چی خودتی-شخصیت اولی-خودت باید دیالوگاتو بنویسی و یه نقش خوب واسه خودت جور کنی..
دور نمای زندگیتو خودت باید ببینی و بسازی.
یه روزی بشه که بگیم یا نگیم آن روزها چه بودی این روزها چه هستی...-تلفیقی از 2 چیزی آبادی و خرابی--
::چیکار داری با آسمان آبی،تو وقتی دریای غرق آبی ::
شدی سراب تو غربتم
شدی نقاب رو صورتم
کردی خراب عاقبتم بردی بخواب روزو شبم
بشنو صدای نفسم بمون کنار قفسم
نزار که من جون بکنم تو این روزام که بی کسم
من با توام خورشیدکم با تو که داری میپری
من با توام خورشیدکم نباید ازمن بگذری نباید / نبايد از من بگذری
---------------------------
خوب معلومه دیگه آدم توی غربت بی کسه!
غربت خاک دامن گیر دارد ..برای چی الکی خودمونو تنها کنیم!
یه کم به فکر خودمون باشیم/با خودمون برای خودمون باشیم!
منظورمو با این شاید بهتر برسونم :
اندر طلب دوست همی بشتابم / عمرم بکران رسید و من در خوابم
گیرم که وصال دوست در خواهم یافت / این عمر گذشته را کجا در یابم (مولانا)
حالا بهتر شد ..
